دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۴۰۴
داستانش اینه…👇🏼
حضرت آیت الله حاج شیخ جعفر ناصری میگن که:
آیت الله حکیم طلبه ای را برای تبلیغ به منطقه ای می فرستند در آن منطقه طاعون فراگیر شده بود و اهالی دچار بیماری و مرگ و میر بودند.
این طلبه بالای بام می رود و با حالت گریان به امام حسین(ع) متوسل میشود. و از امام می خواهد که شیعیانشان را نجات دهند به منزل برمیگردد و می خوابد. در خواب امام حسین(ع) را می بیند که به او می فرمایند : به شیعیان من بگو این جمله را بنویسند و بر درب خانه نصب کنند :

ای پسر فاطمه زهرا با توسل به شما از این حادثه شدید و کوبنده ای که پیش آمده حرز و امانی می خواهیم که به آن چنگ زنیم.

ایشان از خواب بیدار میشوند و دستور میدهند که شیعیان این جمله را بنویسند و بر درب منزل بزنند.